امروز پنجشنبه 26 فروردين 1400      
کیستی و چیستی ما در گرو احیای بناهای تاریخی است
محمدرضا نیکبخت استاد برجسته معماری کشور، معتقد است حفظ و احیای بناهای تاریخی باعث تقویت حافظه تاریخی ما خواهد شد و سرمایه گذاری بخش خصوصی در این حوزه می تواند علاوه بر پیامدهای مثبت اقتصادی، باعث می شود این نگاه و رویکرد در لایه های اجتماعی جامعه شود و در نتیجه باید با حساسیت بیشتری پیگیری شود. به گفته او کیستی و چیستی جامعه با مرمت و احیاء این بناهای تاریخی یادآوری می شود و در نتیجه علاوه بر هویت بخشی، ارتقای حس تعلق خاطر ملی را هم در پی خواهد داشت.

 نیکبخت تجربیات متنوعی در حوزه های طراحی، نظارت و همچنین مرمت و احیای بناهای تاریخی از جمله کتابخانه جدید حسینیه ارشاد، خانقاه چلبیاوغلو، حمام سالار، کاروانسرای ماهیدشت، مجموعه تاریخی بایزید بسطامی و نیز طراحی مقبره مزار بایزید دارد. او در خلال انجام این پروژه ها موفق به کسب جوایز ملی و بین المللی شده است.او همچنین نویسنده کتاب «معماری اجزاء» و «خانقاه و آرامگاه چلبیاوغلو، تجربه ای در مرمت و احیاء» است.
به بهانه دور جدید فراخوان عمومی واگذاری حق بهره برداری 54 مجموعه تاریخی فرهنگی به منظور مرمت و احیاء توسط بخش خصوصی، گفت و گوی کوتاهی با این استاد معماری، مرمت و احیا بناهای تاریخی داشته ایم که در ادامه می خوانید.  

-         بی توجهی به مرمت و احیا بناهای تاریخی چه پیامدهایی دارد؟
تصور می‌کنم بزرگترین رکنی که می‌تواند در این موضوع یعنی حفظ و احیای آثار تاریخی موثر باشد، آگاهی مردم نسبت به ارزش های ظاهری یا پنهان این آثار است. در حقیقت بزرگترین معضلی که در این حوزه داشته و داریم، این است که آگاهی نسبت به ارزش بناهای تاریخی هنوز به طور شفاف، در سطوح اجتماعی نهادینه نشده و هنوز مردم مرز بین آثار تاریخی و بناهای فرسوده را نمی توانند تشخیص دهند. حتی این موضوع در میان برخی از مدیران و مسئولان هم دیده می‌شود. البته در شهرهای مختلف بسیاری از مجموعه های تاریخی توسط میراث فرهنگی و به منظور حفاظت از این مجموعه ها، ثبت ملی شده است. ولی در کنار اینها، بافت های مسکونی دیگری نیز داریم که بناهای شاخصی در آنها نیست اما در کنار یکدیگر بافتی را شکل داده اند که متضمن یک حافظه تاریخی و جمعی برای افرادی است که در آن زندگی می کنند. عدم توجه به این بافت ها و بناهایی که در آنهاست، باعث می‌شود مهم‌ترین رکن اجتماعی ما که همان حافظه تاریخی است، آسیب ببیند.

-         سرمایه گذاری بخش خصوصی در مرمت و احیای آثار تاریخی چه ضرورتی دارد و این مشارکت چه آثاری برای جامعه در پی خواهد داشت؟
سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در حوزه مرمت و احیا بناهای تاریخی موجب می‌شود این مهم در لایه های اجتماعی جامعه نفوذ کند. از طرفی طرح ها و ایده هایی که مهندسین معمار و مشاورین مرمت کار برای احیاء بناها می دهند می تواند حتی از نظر اقتصادی بازخورد و بازتاب مثبتی در پی داشته باشد.

-         چه نکاتی باید در این مشارکت و حضور بخش خصوصی مدنظر گرفته شود؟
به دلیل حساسیتی که در واگذاری حق بهره برداری بناهای تاریخی وجود دارد، این موضوع نیازمند مراقبت بیشتری در مشارکت با بخش خصوصی است. فرض کنید  پدربزرگ از کار افتاده ای داریم و میخواهیم به او کاری سپرده یا از قابلیت های او بهره ببریم. این موضوع هم ممکن است باعث تقویت روحی و احساس مفید بودن برای او شود و یا ممکن است موجب آسیب پذیری بیشتر او شود. بنابراین حساسیت برنامه طراحی و احیا در آثار تاریخی بسیار بالاست. به ویژه وقتی بخش خصوصی وارد این حوزه می شود، این حساسیت باید پررنگ تر باشد تا موضوع مرمت و احیاء بناهای تاریخی دچار  آسیب نشود.

-        مرمت، احیاء و بهره برداری از مجموعه های تاریخی چه پیامدهای فرهنگی برای جامعه دارد و تا چه میزان باعث ارتقای احساس تعلق خاطر مردم به تاریخ و فرهنگ این سرزمین خواهد شد؟
اصولاً کیستی و چیستی هر جامعه ای را از سابقه تاریخی آن پرسش می کنند نه از اهداف و آرمان هایش. در واقع مساله این است که چگونه در سابقه تاریخی با آرزوها و آرمان های خود مواجه شده و آن را انجام داده اند. ذکر این نکته لازم است که هر یک از آثار تاریخی در درون خود بخش بسیار وسیعی از حرفه ها و فن های متعدد از جمله نجاری، شیشه کاری، آینه کاری، گچبری، آجرکاری، کاشی‌کاری، فلزکاری و حتی در برخی بناها سفالگری و کتیبه نویسی و حجاری را جا داده است. بنابراین یکی از پیامدهای مهم حفظ و احیای این آثار تاریخی، انتقال دانش فنی گذشتگان برای نسل امروز است.از طرفی در شهرهای مختلف شاهد وجود آثار و بناهای تاریخی مختلفی هستیم. این آثار با وجود این که در اقلیم ها و فرهنگ های مختلف شکل گرفته اما به لحاظ ظاهری و حتی باطنی با یکدیگر ارتباط دارند. حفظ و احیای این آثار در شهرها، موجب برقراری وجوه اشتراک بین اقوام مختلف خواهد بود. یعنی وقتی یک شهروند کرد یا ترک یا عرب یا ...  در منطقه ای دیگر از ایران آثاری را می بیند که نشانه هایی از معماری شهر خود را دارد، این تشابهات باعث افزایش حس تعلق فرد شده و ایران برای تک تک ایرانی‌ها معنا پیدا می‌کند و به نوعی حس تعلق ملی ارتقا پیدا می‌کند. حال تصور کنید اگر تمام این آثار از بین برود و هیچ وجه اشتراکی بین شهرهای ما نباشد، چقدر آسیب زا خواهد شد. در حالی که الان وجود این آثار بسیار موثر است. مثلاً بافت شهری اسکو، بسیار شبیه به بافت مراغه و تهران (پهلوی اول و قاجار) است. آثاری که آنجا دیده می‌شود از نظر تکنیک ساخت و روح معماری به هم نزدیک است. این‌ها موجب افزایش حس تعلق در تمام ایرانی ها می شود.

-         این موضوع در بحث هویت نیز مطرح است؟
بله. موضوعی که معمولاً از آن غفلت می‌کنیم، روانشناسی اجتماعی و داشته های تاریخی ماست. این مهم در حافظه تاریخی ما تاثیر گذار است. هر چه حضور آثار تاریخی در زندگی ما ملموس تر باشد، ما کیستی خودمان را بیشتر به یاد می آوریم و هر چه از آنها فاصله بگیرم، کیستی خود را فراموش می‌کنیم و در نتیجه به هر کس و هر چیزی دستاویز می‌شویم تا برای خود هویت تعریف کنیم. این موضوع را امروزه در برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس شاهد هستیم. به طور مثال بادگیرهای شهر میناب برای هتل های یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس مورد استفاده قرار گرفته است. این بادگیرها در واقع هویت ماست که آنها برای هویت بخشی به خود استفاده می کنند و حتی کار به جایی رسیده که برای ثبت این بادگیرها به نام خود نیز خیز برداشته اند.

-         با توجه به اینکه در دور جدید واگذاری حق بهره برداری بناهای تاریخی از سوی صندوق احیا، بخشی از این بناها در مناطق محروم قرار دارد، حضور بخش خصوصی و سرمایه گذاری در این مناطق و احیای بناهای تاریخی این شهرها چه پیامدهای فرهنگی و اقتصادی خواهد داشت؟
اگر آثار تاریخی در مناطق محروم احیا شود به این معنی است که از یکسری بنای تاریخی ارزشمند بهره‌برداری خواهد شد. در نتیجه هم در زمان اجرای پروژه، عده ای مشغول کار شده و درآمد کسب می‌کنند و هم بحث آموزش نیروی کار و انتقال دانش این حوزه اتفاق می افتد. همه اینها برای اقتصاد بومی منطقه ارزش افزوده ایجاد می کند. بعد از بهره‌برداری از بناهای تاریخی نیز شاهد حفظ و ارتقای هویت بومی و حس تعلق خاطر ساکنان منطقه خواهیم بود. در نتیجه از مهاجرت افراد نیز جلوگیری می شود و در عین حال باعث ارتقای شرایط اقتصادی و بهبود شرایط زندگی در این مناطق نیز می شود.

-         دراین مسیر علاوه بر مشارکت سرمایه گذاران توانمند، حضور مشاوران با تجربه تا چه میزان می تواند صندوق احیا را در رسیدن به نتیجه مطلوب در راستای مرمت و احیای بناهای تاریخی یاری کند؟
در احیای بناهای تاریخی موضوع مبانی نظری بویژه اینکه ما چه سیاستی را اتخاذ می‌کنیم و با چه اهداف بلند مدت و یا میان مدت برای احیای یک بنای تاریخی مواجه خواهیم بود، بسیار اهمیت دارد. به خصوص زمانی که قرار است بخش خصوصی مسئولیت اجرای پروژه را بر عهده بگیرد. نداشتن برنامه و مبانی نظری درست و همچنین عدم کنترل سیستم های مدیریتی برای انتقال این بناها به بخش خصوصی، موجب آسیب وارد شدن به بناهای تاریخی می شود. به همین دلیل حضور مهندسین مشاور با تجربه و معماران با سابقه در حوزه مرمت و احیا اهمیت پیدا می کند. در واقع بهتر است کنترل های غیردولتی و غیرسیستمی نیز بر روند احیا و بهره برداری از این بناها وجود داشته باشد. در غیر اینصورت چون اولویت بخش خصوصی معمولاً اقتصادی است، ممکن است آسیب هایی به این مجموعه ها وارد شود. به هر حال پتانسیل‌ های فیزیکی آثار تاریخی محدود است و شاید نتوان هر طرحی را در این بناها اجرا کرد. در نتیجه در بحث مبانی نظری، تطابق قابلیت‌های بنا با برنامه هایی که قرار است در آن اجرا شود بسیار اهمیت دارد و باید انتظار ما از بنا به اندازه قابلیت هایش باشد.

1399/9/19

کلید واژه: #محمدرضا نیکبخت #بنای_تاریخی #مرمت #احیا #هویت #چیستی #معماری #میراث_فرهنگی #سرمایه گذاری #بخش_خصوصی #تاریخ #هویت #مهندس #معمار #مرمت گر #مشارکت #حس_تعلق #صندوق_احیا