امروز پنجشنبه 26 فروردين 1400      
گفت و گو با کامران صفامنش (بخش اول)
وارد دوره ای امید بخش در احیاء بناهای تاریخی شده ایم
کامران صفامنش، بیش از ۴ دهه است که در حوزه مرمت و احیای بناهای تاریخی و فرهنگی فعالیت دارد. تجربه انباشته علمی و عملی این استاد برجسته، ما را بر آن داشت تا پای صحبت هایش نشسته و علاوه بر آسیب شناسی این حوزه، پیشنهادها و راهکارهای عملی او را برای تسریع در مرمت و احیاء بناهای تاریخی و فرهنگی به رشته تحریر درآوریم. او معتقد است امروز وارد دوره ای امید بخش برای احیاء بناهای تاریخی شده ایم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی صابتا، صفامنش در این مصاحبه هم از بیماری های حوزه مرمت و احیاء گفت، هم از ضرورت تشکیل ساختاری متمرکز برای ایجاد هم افزایی میان اضلاع مختلف این حوزه و هم راهکارهایی عملی برای ارتقای کمیت و کیفیت پروژه های مرمت و احیاء و افزایش مشارکت بخش خصوصی در این حوزه ارائه کرد. آنچه در ادامه می خوانید مشروح گفت و گوی ما با ایشان است که در دو بخش تقدیم می گردد.


از چه زمانی بر روی موضوع مرمت و احیای بناهای تاریخی کار کرده ­اید؟

کار من در حوزه مرمت ساختمان­ ها به علت آشنایی و کار با بعضی از اساتید در زمان تحصیل و کار در امریکا شکل گرفت. از جمله کار طولانی با کریستوفر الکساندر در دانشگاه برکلی و همچنین آشنایی و کار مستقیم با جیان کارلو دیکارلو در زمان اقامت ایشان در دانشگاه کالیفرنیا در سال 1975.م و اساتید دیگری که در حوزه مرمت و احیای بناهای تاریخی در بحث آموزش با آن­ها همکاری داشته­ ام و این تجارب و موارد آموزشی همیشه در طرح ­هایی که کار کرده ­ام خودشان را ظاهر کرده­ اند.

پس از بازگشت به ایران، بیش از 4 دهه، به آرامی کارهایی انجام داده­ ام که مربوط به تاریخ بافت قدیم و نحوه برخورد با بافت تاریخی شامل مقالات و پژوهش­ ها، پیشنهادات و پروژه­ های عملی چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی و عمومی است. اسم این دسته از کارهایم را «آینده در گذشته» نامیده ­ام که بخش مهمی از آن در مورد ساختمان ­های شهر تهران و همچنین نوسازی و بهسازی این شهر، انجام گرفته ­اند. در این راستا، پیشنهادات رسمی، کتبی و مشخص برای حفاظت و نگهداری از ساختمان هایی که شناسایی کرده بودم را به مسئولین مختلف و همچنین شهردار وقت تهران ارائه کرده­ ام.


شاید در گذشته توجه به مرمت و احیای بناهای تاریخی کم رنگ بود 

اما امروزه با توجه به تغییر رویکردها، این موضوع پررنگ شده و لازم است موضوع آموزش بسیار جدی پیگیری شود


اولین تجربه کارهای مرمتی شما چگونه بود؟

در مورد مرمت و احیای ساختمان­ های قدیمی؛ حدود سال 1360 به بعد، اولین ساختمان­ های مرمتی را در تهران در بخش خصوصی به صورت علمی انجام داده­ ام. یک مورد از آن­ها، ساختمانی در خیابان حشمت ­الدوله است که خوشبختانه هنوز پابرجاست. دیگری ساختمانی در خیابان میرداماد است که یک ساختمان معاصر بوده که مرمت و احیا شده است. نمونه دیگر؛ ساختمان 120 ساله دربند است که ساختمانی آسیب دیده در وسط یک باغ تهرانی بود که آن­ها را بازسازی کرده­ ام و ­اکنون، منزل سفیر اتریش است و به همین ترتیب، تعدادی ساختمان دیگر در بخش خصوصی را مرمت و احیا کرده­ ام. بعد از این­ موارد، وارد پروژه­ هایی شدم مثل کشتارگاه تهران که به عنوان فرهنگسرای بهمن، مرمت و احیاء شد. از همه مهم­تر پادگان ایرانشهر که به پارک تهران تبدیل کردیم و بعدها شد مکان خانه هنرمندان. این ساختمان و محوطه اطرافش را خودم مرمت و تعمیر کرده­ ام، سابقه­ اش هست. بگذریم حالا! بعضی­ ها که پخته خوری دوست دارند، آن ­را به نام خودشان زدند، و یا طرح و اجرای ساختمان و باغ سپهبد امیر احمدی در چهارراه حسابی که بعدها باغ موزه هنر شد را خودم به معنای واقعی حتی کار بنایی انجام داده­ ام. از موارد این چنینی زیاد است، تعدادی هم پیشنهاد کردم و نیمه ­کاره ماندند و به نتیجه نرسیدند. علاوه بر این در برنامه ­ریزی، هم­فکری و همکاری با میراث فرهنگی و مؤسسات و ارگان­ های مسئول شرکت کرده و برای حفظ بناها کمک کرده ­ام. حتی به همین صندوق احیاء در سال­ های اولی که شکل می­ گرفت، کمک کرده ­ام. مسئولین وقت باید خاطرشان باشد.


آیا تلاشی هم برای تدوین این تجارت انباشته انجام دادید؟ به طور مثال داستان معیارهای 22 گانه که تدوین کردید چه بود؟

همزمان در این چهار دهه با تدریس در دانشگاه ­ها و تربیت کسانی که الان اساتید فن هستند، در مجموع به فرهنگ ­سازی این امر کمک کرده ­ام. یکی از موضوعات بسیار جدی که در این حوزه مطرح کرده ­ام، پژوهشی است که در سال 1374 انجام داده ­ام و حاصل آن، تعیین 22 معیار مشخص چرایی و چگونگی حفظ و احیای ساختمان­ های قدیمی و تاریخی است. این معیارها به گونه ­ای طراحی شده­ اند که مثلاً زمانی که مسئولین شهرداری با یک ساختمان قدیمی رو­به­ رو می­ شوند، بتوانند به کمک این معیارها نتیجه بگیرند که ساختمان مربوطه باید احیا و نگهداری شود یا نه! در آن زمان، نیاز مبرمی به این معیارها بود، همچنان که هنوز هست. به این دلیل که در آن دوره ساختمان ­ها یکی پس از دیگری از بین می­ رفتند. این معیارها را به شورای فنی شهرداری تهران ارائه کردم که بعداً در اختیار میراث و مسئولین دیگر قرار گرفت و امروزه از آن­ها استفاده می­ کنند. در حوزه طرح­ های بازآفرینی شهری هم طرح «حفظ و احیاء محور تاریخی فرهنگی تهران» در سال 1367 و همچنین طرح­ هایی مثل احیاء خیابان ناصرخسرو (1371)، محور خیابان لاله ­زار (1372)، احیاء حوزه تاریخی باغ ملی (1374) و حوزه تاریخی ارگ و حوزه بهارستان از کارهای آن زمان­ است و در سال­ های بعد احیاء و بازسازی باغ فردوس شمیران به عنوان فیلم خانه ملی ایران (1371)، طرح بازسازی محوطه و ساختمان­ های سه گورستان­ های تاریخی شهر ری (1375) و همچنین خیابان­ ها و مناطقی در شهر تبریز و شهرهای دیگر انجام داده ­ام.


در بحث مرمت و احیاء، تنها کالبد ساختمان مطرح نیست بلکه باید به تاریخ آن نیز توجه شود 

خوشبختانه امروز این نگاه وجود دارد در حالی که 40 سال پیش این­گونه نبود


فکر می کنید امروز حوزه مرمت و احیاء بناهای تاریخی نیازمند چه رویکرد و نگرشی است؟

به عقیده من، باید یک سیستم و سازمان تعریف شده­ ای که متولی مرمت و احیاء بناهای تاریخی باشد و بتواند تمامی ارگان­ ها، مسئولین، ذی­ نفعان و ذی ­نفوذان این امر را گرد هم آورد و از موازی­ کاری بسیاری از سازمان ­ها و نهادها جلوگیری کند، تشکیل شود. با توجه به تجربه های زیادی که در شهرهای مختلف کشور دارم، به این نتیجه رسیدم که در کل کشور به دستگاهی نیاز داریم که بتواند به جای تمرکز بر خود، به یاخته‌های موجود در آن شهرها نیرو بدهد. تحقق این مهم نیازمند نگرشی دیگر است. نگرشی که فقط با اتکا به دانشی که حتی بومی نشده به دست نمی آید. آثار نابجای این کار را در کاریکاتوری شدن ساختمان های قدیمی می توان دید، در مرمت ­هایی که به صورت تؤمان به ماهیت ساختمان و محیط آن، واقعیت‌های فنی و اقتصادی توجه نمی شود. صحبت ما فقط حفاظت موزه­ای از بناها نیست. الان وارد دوره­ای می­شویم (یا شده‌ایم) که امیدبخش است و نیروهایی در این حوزه وارد شده ­اند که هر چند جوان بوده و تجربه کافی ندارند، اما به این حوزه بسیار علاقه­ مند هستند. بنابراین در بحث مرمت و احیاء، تنها کالبد ساختمان مطرح نیست بلکه باید به تاریخ آن نیز توجه شود. خوشبختانه امروز این نگاه وجود دارد در حالی که 40 سال پیش این­گونه نبود. باید توجه داشت که تاریخ در حرکت است و آنچه امروز به روز است، به زودی تاریخی می­ شود. در واقع هر دوره از تاریخ، آینه تمام نمای نگاه و فهم نسل حاضر در آن دوره تاریخی برای نسل­های بعدی است. هر چند این مهم را همه ما می ­فهمیم ولی اهمیت آن را در رفتار روزانه خود به سختی تشخیص می­ دهیم.


چگونه می ­توان این رویکرد و نگاه را ایجاد یا تقویت کرد؟

بناهای تاریخی مجموعه­ ای از هویت و فرهنگ مشترک ایرانی­ ها هستند. بنابراین در پرداخت مجدد به آن­ها هم باید چنین رویکردی داشته باشیم و احتیاج به تعیین خط­ مشی و روش کار جمعی و سازمان مشترک داریم. ما در بخش خصوصی بیشتر موفق بودیم ولی در استفاده از مشارکت این بخش در سال­ های اول با درهای بسته روبرو شدیم. مدت ­ها به بناها با رویکرد موزه­ای نگاه می ­شد. خوشبختانه امروزه این رویکرد به سمت احیای عملکردی بنای تاریخی رفته است. پس لازم است کارهایی در این راستا انجام شود. از جمله اینکه اشراف بر روش­ های بومی مرمت و احیاء مهم است. هیچ کس در هیچ جای دنیا نمی ­تواند روش کار بومی ارائه دهد، مگر آنکه خودش در آن کشور به صورت عملی در همه فرایند مرمت و احیاء درگیر بوده باشد. بنابراین شناخت روش­ های بومی، یک رکن اصلی است که جای خالی آن به شدت احساس می ­شود چرا که با روش­ های وارداتی نمی ­توان بناهای بومی و تاریخی را مرمت و احیا کرد. گام بعدی بکارگیری صنعت­گران و هنرمندان با تجربه و مورد تأیید در این حوزه است. در این راستا لازم است بایدها و نبایدها و خطوط سبز و قرمز از سوی طرفین مشخص شود. بکارگیری نیروهای محلی در امر مرمت و احیاء نیز بسیار مهم است. اینجاست که پای آموزش استادکاران و انتقال تجربه هم وسط می­ آید. این کار اولاً باید زیر نظر میراث باشد دوماً باید یک برنامه همه جانبه برای آن تدوین شود. اما سؤال اینجاست که با توجه به تنوع آثار تاریخی و میراثی، آیا ما به اندازه کافی از نظر کمیت و کیفیت توانسته ­ایم نسل جدیدی از استادکارهای مرمت و احیاء را تربیت کنیم؟ آیا توانسته­ ایم زمینه مناسبی برای ورود علاقه­ مندان به این حوزه فراهم کنیم؟ بنابراین آموزش و تربیت نسل جدیدی از استادکاران لازم است. شاید در گذشته توجه به مرمت و احیای بناهای تاریخی کم رنگ بود اما امروزه با توجه به تغییر رویکردها، این موضوع پررنگ شده و لازم است موضوع آموزش بسیار جدی پیگیری شود.


مدت­ ها به بناها با رویکرد موزه­ای نگاه می ­شد

اما امروزه این رویکرد به سمت احیای عملکردی بنای تاریخی رفته است


شرایط نسبت به گذشته فرق کرده است؟

بله. 4 دهه پیش که مرمت و احیای بناهای تاریخی را شروع کردم، فقط در تهران بیش از 12 هزار بنای واجد ارزش تاریخی وجود داشت، اما امروز بیش از دو سه هزار بنا باقی نمانده است. در عین حال امروزه، هم توجه به این بناها پررنگ ­تر شده هم جوانان علاقه­ مند زیادی خواهان ورود به این حوزه هستند و باید بین این دو تعادل خوبی برقرار شود. حال باید معانی و کنش­ ها را به دقت فهمید و تفاوت­ ها را در حوزه­ حفاظت، تعمیر، استحکام بخشی، توان­بخشی، بازسازی، بازآفرینی و احیاء را به دقت تعریف کرد و برای جوانانی که به صحنه می­ آیند، باید زمینه­ علمی، عملی و امکانات را افزایش داد.


امروزه، هم توجه به بناهای تاریخی پررنگ ­تر شده هم جوانان علاقه­ مند زیادی خواهان ورود به این حوزه هستند و باید بین این دو تعادل خوبی برقرار شود


آیا فقط مرمت بناهای تاریخی کافی است؟

از جمله موضوعات مهم در این حوزه، نمونه­سازی است. هدف از پرداختن به بناهای تاریخی فقط مرمت آن­ها نیست. بلکه ما احتیاج به نمونه‌سازی داریم. این الگوها هستند که راه را برای دیگران باز کرده و آینده را نشان می­ دهند. اگر صندوق احیاء بتواند ۱۰ نمونه عالی از مرمت و احیاء را انجام دهد، ره صد ساله را نشان خواهد داد. این مهم نیز با ایجاد یک ساختار هماهنگ کننده، آگاه و با تجربه میسر می­ شود. این ساختار باید مرمت و احیای علمی و فنی را در راستای سرمایه­ گذاری و بهره­ برداری پیگیری کند و فعالیت ­های آن مبنای مطالعاتی و پژوهشی داشته باشد.

 


1399/10/14

کلید واژه:#مرمت #صفا_منش #معماری #احیا #بنای_تاریخی #باز_زنده_سازی #سرمایه_گذاری #هویت #فرهنگ #باز_عملکردی_سازی #دانشگاه #امید #خانه های_قدیمی #تهران #پروژه #حفاظت #موزه